• پنجشنبه 03 بهمن 1398 12:10
  • كد: 949

شما 16 سال در مدیریت شهر حضور داشتید. به‌عنوان شهردار با مصوبه‌های شورا دست و پنجه نرم کرده و در مسند ریاست شورای شهر، نظارت و برنامه ریزی را تجربه کردید. به نظر شما این نهاد در مدت حدود دو دهه از حضورش در اصفهان، توانسته است به وظایف خود عمل کند؟

ببینید در قانون اساسی به شورا به عنوان یک نهاد مردمی‌پرداخته شده تا آنها بتوانند در تعیین سرنوشت خود مشارکت داشته باشند. یکی از خواسته‌های حــضــرت‌امــام(ره) انــجــام ایــن اصــل برزمین مانده بود.در سال 78 انتخابات اولین دوره شورای اسلامی ‌شهر برگزار شد و امروز پنجمین دوره آن را تجربه می‌کنیم. شوراها واسطه بین مردم و حاکمیت هستند. شورا در دنیا تجربه شده و چون در کسوت مطالبه حقوق مردم از حاکمیت ظاهر می‌شوند، تاثیرات مثبتی هم داشته‌اند. البته شورا دستگاه اجرایی نیست و فقط به عنوان مدافع، حقوق مردم را از دستگاه‌های اجرایی کشور مطالبه می‌کند. شوراها وظایف گسترده‌ای دارند؛ اما هنوز به جایگاه واقعی خود که در قانون اساسی پیش‌بینی شده، نرسیده‌اند.اینکه پرسیدید شوراها به وظیفه خود عمل کرده‌اند یا نه، باید در رویکرد آنها جست‌وجو کرد. شوراها ریل‌گذار، سیاست‌گذار و ناظر بر حسن انجام کارهای شهر هستند. اگر عملکرد این نهاد در حیطه وظایف ذاتی، که در قانون برایش پیش‌بینی شده، باشد به طورحتم حضورش تأثیر گذار است. از سوی دیگر، اگر شوراها منفعل باشند یا از سایر نهادهای اجرایی کشور تأثیر پذیرفته و از احقاق حق مردم ناتوان باشند، طبیعی است که اگر نباشند، هزینه‌ای هم از دوش مردم برداشته می‌شود.البته هزینه شوراها زیاد نیست. آنها یک سیستم محدود اداری و هزینه‌های جزئی دارند که نسبت به سایر هزینه‌های اجرایی کشور قابل مقایسه نیست. شوراها ضریب و سوپاپ اطمینان تخلیه هیجان‌های اجتماعی مردم و جایگاه مشارکت آنها در امور خود محسوب می‌شوند. این نهاد اگر با این رویکرد فعال و پویا بتواند وظایف خود را انجام دهد، جایگاه مقدس، مطلوب و خاصی دارد؛ ولی اگر بخواهد منفعل بوده یا از کانال شورا به دنبال حاشیه و منافع حزب، گروه و شخص باشد، طبیعی است که بار به منزل نمی‌رسد. در این صورت برای مدیریت شهر و منافع مردم عوارض بدی ایجاد می‌شود.

 به عنوان مجری و سیاست‌گذار با بودجه شهر دست و پنجه نرم کردید. با تجربه‌ای که دارید نظام بودجه ریزی شهر چه مشکلی دارد؟

از زمان جنگ که طرح خودگردانی شهرداری‌ها به مجلس رفت و قرار شد این نهاد هزینه‌های خود را پوشش دهد، رویکرد ناقص و معیوبی شروع شد که هنوز هم ادامه دارد. در واقع درآمدهای شهرداری‌ها پاسخ‌گوی نیازهای شهرها نیست. در قانون پیش بینی شده که بین هزینه‌های جاری و عمرانی شهر نسبت 60 به 40 برقرار باشد؛ یعنی بودجه به گونه‌ای بسته شود که 40 درصد آن هزینه‌های عمرانی و 60 درصدش جاری باشد. ولی این روند به خصوص پس از آغاز به کار شوراها برعکس شده است؛ یعنی بخش زیادی از اعتبارات و بودجه‌های شهر در حوزه عمران و بخش کمتر برای جاری مصرف می‌شود. علت این است که توسعه شهر و نیازهای عمرانی آن از دوش دولت برداشته و به عهده شهرداری‌ها گذاشته شده است. عمران شهر هزینه زیادی نیاز دارد و به همین دلیل اعتبارات عمرانی افزایش یافت و از اعتبارات جاری کم شد. امروز هم هیچ شورا و شهرداری نمی‌پذیرد که از سهم بودجه عمرانی کم کند و بودجه جاری را افزایش دهد. معیار تعیین اعتبار شهر برای هر سال، نرخ تورم و نسبت دو بودجه جاری و عمرانی است.

مگر نباید نسبتی که گفتید بین بودجه جاری و عمرانی حفظ شود؟

برای شما مثالی می‌زنم: اگر 100 واحد اعتبار برای اداره شهر نیاز داشته باشیم و 30 واحد آن جاری و 70 واحد هم بودجه عمرانی باشد و برای سال آینده هم 20 درصد رشد برای هر دو بخش جاری و عمرانی در نظر بگیریم باید بودجه جاری به 36 واحد و عمرانی به 84 واحد افزایش یابد. اگر بخواهیم نسبت 30 به 70 حفظ شود باید بودجه جاری 36 واحد و عمرانی 64 واحد در نظر گرفته شود تا مجموع آنها به 100 واحد برسد. وقتی تاکید داریم به همان نسبتی که بودجه جاری زیاد می‌شود باید بودجه عمرانی هم افزایش یابد، تورم در بودجه ایجاد می‌شود. در واقع این واحدها را باید فراتراز ظرفیت شهر ببینیم؛ چرا که نتیجه‌اش فشار به مردم است و آنها هم وضعیت اقتصادی خوبی ندارند. مدیران شهرها نمی‌خواهند نسبت بودجه جاری به عمرانی تغییری داشته باشد؛ به همین دلیل هم‌زمان با افزایش هزینه‌های جاری، بودجه عمرانی را هم افزایش می‌دهند.مثال دیگری می‌زنم: اگر بودجه شهری 2000 میلیارد باشد به جای آنکه با 20 درصد رشد به 2400 میلیارد تومان برسد، بر حسب نیازهای بودجه جاری شهر، آن را افزایش می‌دهند. اگر هزینه‌های جاری شهر 100درصد هم افزایش یابد به همان اندازه نیز بودجه عمرانی را بالا می‌برند که نتیجه آن، افزایش دوبرابری کل بودجه است.

در صورتی که این نسبت را باید با بالانس بودجه‌های جاری و عمرانی تعدیل کنیم تا فشار کمتری به مردم بیاید. البته حاصل این رشد اقدامات عمرانی کمتری می‌شود که از نظر رویکردهای اجتماعی برای شوراها ناهنجاریتلقی می‌شود. آنها نمی‌پذیرند که بودجه عمرانی کم شود؛ چون فکر می‌کنند این اتفاق نشانه کاهش توسعه، ساخت و ساز و خدمت‌رسانی در شهر است. به همین دلیل سقف اعتبارات در بودجه افزایش می‌یابد.باید این مورد را هم در نظر گرفت که وقتی مردم بضاعت نداشته باشند، ساخت‌وساز هم کم می‌شود. البته بخش‌هایی مثل مشارکت بخش خصوصی یا کمک‌های دولتی و... هم در بودجه وجود دارد که میزان آن را افزایش می‌دهد؛ ولی در مجموع این افزایش بودجه نشانه چنین تفکری توسط شوراها و شهر داری‌هاست که می‌خواهند نسبت بودجه‌های جاری و عمرانی را رعایت کنند و بار این نسبت‌ها بر دوش مردم می‌افتد.

در شرایط فعلی درآمدهای بودجه هم محقق نمی‌شود...

بله، متاسفانه خیلی از بخش‌های بودجه هم محقق نمی‌شود. وقتی به اعتبارات 100 درصــدی نــرســیــم، شــهــرداری‌ها بودجه جاری را کامل می‌پردازند؛ چون نیازهای ضروری شهر است، ولی به اندازه‌ای که درآمدها محقق نشده در روند اصلاح بودجه از بخش عمران کم می‌کنند. سال بعد دوباره همین تورم و همین نسبت برقرار است و ما پیوسته در حرکت منفی قرار داریم. از آنجایی که در سیاست‌های کلان کشور شهرداری‌ها به حال خود رها شده‌اند، این نهاد وجهه خوبی میان مردم ندارد ؛چون آنها برای اداره شهر مجبور به دریافت وجه از مردم هستند و این موضوع از نگاه مردم خوب نیست.

یکی از بدترین درآمدها که سم مهلک برای کلان‌شهرها محسوب می‌شود، تراکم فروشی است. این موضوع شهر را با پدیده عجیبی به نام ساخت‌وساز بی‌رویه مواجه، و مردم را به ساخت ارتفاع و سطح اشغال‌ها و هزینه‌های بیشتر تشویق می‌کند.

این سیکل معیوب تا کجا ادامه دارد؟

اوضاع بودجه‌ریزی بر همین منوال است. دولت کمک نمی‌کند و مدیریت شهری چاره‌ای نمی‌بیند که برای مدیریت بهتر و بهبود زندگی مردم، درآمدهای بیشتری داشته باشد که البته فشار بیشتری هم به مردم تحمیل می‌کند. از همکارانم خواهش می‌کنم بیشتر در این موضوع تأمل کنند. وقتی دولت تشخیص می‌دهد 60 میلیون نفر مستحق دریافت طرح معیشتی هستند، یعنی 60 میلیون نفر از جمعیت کشور وضعیت مالی مناسبی ندارند. همه درآمد شهر از بخش پول‌دار جامعه تأمین نمی‌شود ؛به همین دلیل با این مدل برنامه‌ریزی‌ها فشار بیشتری به مردم وارد می‌کنیم. 

امیدوارم مردم و مدیران درست تصمیم بگیرند تا بتوانیم شاهد خدمات سالم‌تر، بهتر و باکیفیت‌تری باشیم. مردم اصل انقلاب و نظام اسلامی‌راقبول دارند، اما گلایه‌های زیادی هم دارند. شرایط زندگی و معیشت مردم سخت است که به دلیل ضعف حاکمیت در سنوات گذشته بوده است. همه بخش‌ها، گروه‌های سیاسی و اجزای حاکمیت در این حوزه کاستی داشته‌اند وما باید تلاش کنیم این ضعف‌ها برطرف شود.

پیشنهاد خاصی دارید تا دور تسلسل باطلی که درباره‌اش صحبت کردید، شکسته شود؟

قرار نیست وقتی معاش مردم با مشکل مواجه است و با شرایط سخت دست و پنجه نرم می‌کنند، شهر را به سبک گذشته اداره کنیم. نباید در هر شرایطی شهر را با وضعیت ثابت اداره کرد. وقتی مدیر خانواده وضعیت اقتصادی مناسبی دارد، می‌تواند تمام هزینه‌های خانه را بپردازد، ولی در زمان بدهی  و کسری درآمد چنین امکانی وجود ندارد. مجبوریم اقداماتی را که ضرورت کمتری دارد حذف کنیم. البته عموم فعالیت‌های شهرداری ضروری است؛ ولی باید آنها را اولویت‌بندی کرد که همه بار بر دوش مردم نباشد.

معتقدید باید از کیفیت خدمات کم کرد؟

خیر؛ باید اولویت‌ها را تغییر دهیم. اگر قرار باشد همه امور را با هزینه‌هایی که نیاز دارد، انجام دهیم، راهی نداریم به جز اینکه درآمدها را افزایش دهیم.لایحه 52 بندی که شهرداری به شورا ارائه داد، راه‌های درآمدی شهرداری است. مدیران، بخش‌های مختلف شهرداری را سنجش کرده و حوزه‌های مختلف را که به درآمد شهر کمک می‌کند پیشنهاد داده‌اند. تقریباهمه مسیرها هم به کسب درآمد از مردم ختم می‌شود.تقسیم بندی مردم بر حسب میزان درآمد سخت است. البته به ما هم ارتباطی ندارد. ما باید بر اساس عارضه‌ای که مشاغل برای شهر ایجاد می‌کنند از آنها عوارض بگیریم. اگر شغل پردرآمدی، عارضه کمی‌برای شهر دارد باید نسبت به شغل کم درآمدی که عارضه زیادی برای شهر دارد، عوارض بیشتری بپردازد. اما عدالت اجتماعی چنین موردی را تایید نمی‌کند. پس ذهن‌ها به سمت شغلی می‌رود که درآمد بیشتری دارد؛ ولی این موضوع هم از نگاهی دیگر، عادلانه نیست.

با این شرایط چه باید کرد؟

با تجربه‌ای که من دارم کمک بخش خصوصی راهگشاست. این بخش به شرطی که شرایط برایش مهیا باشد  و نگاه سالم به درآمدش بشود، می‌تواند به شـــهــر کمک کنـــد. اگر شـــهـــرداری می‌خواهد طرحی عمرانی را توسط بخش خصوصی انجام دهد باید منافع حاصل از آن در یک زمان مشخص به سرمایه‌گذار تعلق بگیرد و بعد از مدتی هم طرح به شهرداری تحویل شود. اگربخش خصوصی در یک حوزه شهری سرمایه‌گذاری کرد، شهرداری نباید به آن پروژه، نگاه درآمدی داشته باشد. وقتی یک فرد با هزینه خود پروژه‌ای را انجام داده است، نباید به بهانه حق به شهر، وارد فضای سودآوری بخش خصوصی شویم و از اوتقاضای سهم کنیم. این موارد انگیزه‌های بخش خصوصی را کم می‌کند. البته نمی‌گویم شهر را در اختیار بخش خصوصی قرار دهیم یا شهر را به او بفروشیم؛ باید با قوانین خاص، رعایت عدالت و بسته تشویقی، بخش خصوصی را به حوزه عمران شهر دعوت کنیم. بازار گل و گیاه یک نمونه از فعالیت بخش خصوصی است. فعالان این حوزه با سود فروش محصولات خود، هزینه‌های جانبی را می‌دهند، سهم خود را برمی‌دارند و بخشی را هم به شهرداری می‌دهند. این بخش از سود که به شهرداری پرداخت می‌شود باید قاعده منطقی داشته باشد تا هم برای سرمایه‌گذار انگیزه ایجاد کند و هم بار را از دوش مردم بردارد.

پــیشــنهاد شــمــا بـــرای جــذب سرمایه‌گذار در شهر چیست؟ تجربه سال‌های قبل مدیریت شهری در این حوزه چندان موفق نبوده است.

در این حوزه ضمن حفظ حقوق شهر و بیت‌المال، باید فرایندها برای بخش خصوصی تسهیل شود. بخش خصوصی انتظار بذل و بخشش از ما ندارد. فقط می‌خواهد مسیر برای او هموار شود. فضای حاکم بر اصفهان از قدیم تا امروز، فضای بسته مدیریتی بوده است. اگر دیدگاه‌ها باز نشود، سرمایه‌گذار هم انگیزه ندارد. اگر این نگاه اصلاح نشود، هر سال عرصه مدیریت شهری برای اداره شهر تنگ‌تر می‌شود. 

حرف آخر

اطلاع رسانی به‌هنگام، شفاف و منصفانه می‌تواند فضای زندگی را برای مردم در شهر تسهیل کند. متاسفانه گاهی با اعمال نظرهای سلیقه‌ای یا با اقداماتی توسط بعضی افراد مواجه می‌شویم که هم باعث از دست رفتن انگیزه‌ها می‌شود و هم عرصه را بر مدیریت و حاکمیت تنگ می‌کند، البته خبرنگار و رسانه، چشم و زبان مردم هستند و باید به بهترین نحو روشنگری کنند که اگراین گونه نباشد فساد ایجاد می‌شود. 

اما آفات خطرناکی هم در حوزه رسانه وجود دارد. من از این فرصت استفاده می‌کنم و به همه خبرنگاران در تمام بخش‌ها و حوزه‌ها تذکر می‌دهم که عزت را خدا برای خودش قائل شده و به هر میزانی و به هر کسی که بخواهد، بخشی از آن را اعطا می‌کند و این عین آموزه‌های دینی ماست. ولی در مواردی بافضای رسانه‌ای، تلاش می‌کنیم فردی را به زیر بکشیم یا بالا ببریم. این موارد با اصول خداوند، منافات دارد.

افزودن ديدگاه