• چهارشنبه 23 مهر 1399 12:43
  • كد: 1181

راهکار عبور از اقتصاد دولتی

پل میلگرام، یکی از برجسته‌ترین اقتصاددانان دنیاست که روز پیش خبر دریافت جایزه نوبل او رسانه‌ای شد. اما نکته جالب این است که این اقتصاددان نامی ۴ سال پیش یعنی در تابستان ۹۵ به ایران سفر کرده و علاوه بر برگزاری یک مدرسه تابستانی، از شهر‌های تهران، کاشان، اصفهان و شیراز نیز دیدن کرده است. «تجارت فردا» در پرونده‌ای (در شماره‌های ۱۹۲ و ۱۹۵) این سفر را پوشش داده است. در این سفر که با همراهی محمد اکبرپور، اقتصاددان برجسته ایرانی بوده، به سوالاتی در مورد ایران نیز پاسخ داده شده است. گزارش پیش‌رو خلاصه‌ای از سفر او به ایران، نظرش در مورد رفتار مردم ایران و کارهای علمی است که این نوبلیست انجام داده است. علاوه براین، او ادامه راه خصوصی‌سازی و عبور از اقتصاد دولتی در ایران را نیز تشریح کرده است.

 

نوبلیست اقتصادی در ایران

پل میلگرام ۷۲ ساله که نوبل اقتصاد ۲۰۲۰ را به همراه رابرت ویلسون ۸۳ ساله ازآن خود کرد، در تابستان ۹۵ از ایران دیدن کرد. اگرچه به‌نظر می‌رسید این مسافرت بیشتر جنبه تفریحی داشته باشد، اما به دعوت استادان اقتصادی ایران، جلساتی با حضور او تشکیل شد و بسیاری از دانشجویان در آن شرکت کردند. همراه او در این سفر یکی از دانشجویان سابق او در استنفورد، محمد اکبرپور بوده که مصاحبه‌ای از او در «تجارت فردا» به چاپ رسیده است.پل میلگرام که به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین اقتصاددانان حوزه طراحی بازار و طراحی مکانیزم شناخته می‌شود، در دیگر شاخه‌های علم اقتصاد خرد مانند نظریه بازی، سازماندهی صنعتی و نیز نظریه قراردادها صاحب‌نظر است. در گفت‌وگویی که با اکبرپور داشته به نکته‌ای در مورد حلقه اقتصاددانان دانشگاه نورث‌وسترن آمریکا اشاره شده است که این حلقه شروع یک حرکت جدید در حوزه نظریه بازی‌ها، اقتصاد اطلاعات و بازارهای مالی بوده است. به لحاظ تاریخی در دهه ۱۹۸۰ میلادی، دانشکده اقتصاد نورث‌وسترن، واقع در ایالت ایلینویز آمریکا، میزبان چندی از تاثیرگذارترین اقتصاددانان در حوزه نظریه بازی، اقتصاد اطلاعات و بازارهای مالی بود که این حلقه منجر به تبیین و ارائه نظریات بسیار مهمی در مورد مکانیزم قیمت‌گذاری، حراج و تاثیر اطلاعات در این زمینه شد. به‌طوری که فعالیت‌های آنها تاثیر بسزایی در حل بسیاری از مسائل روزمره بنگاه‌های خصوصی و دولتی داشته است.

 

دلایل بازدید از ایران

یکی از سوالاتی که از پل میلگرام پرسیده شده، دلیل سفر او به ایران بوده است. او دلیل اصلی سفر خود به ایران را دو شاگرد ایرانی خود محمد اکبرپور و سیدعلی مدنی‌زاده عنوان کرده و گفته: «همان‌طور که قبلا هم گفتم، همیشه از تو و سیدعلی (مدنی‌زاده) که دانشجوهای بسیار خوب من بودید و انسان‌های خوبی هستید احساس خوبی می‌گرفتم. همیشه مشتاق بودم که ببینم شما از چه سرزمینی آمده‌اید و حالا آمدم و اینجا هستم.» او در مورد کیفیت سفر خود به ایران نیز گفته است: «خیلی چیزها دیدم که هنوز تحلیلی درباره آن ندارم. تناقض‌هایی هم دیدم که باید بیشتر درباره آن مطالعه کنم. مثلا رفتاری که مردم با خودشان و دیگران دارند. اینکه بسیار خوش‌برخورد و مهربان هستند اما رفتارشان در رانندگی و در خیابان و ترافیک بسیار بد است. برای من جالب بود، آن شب که با تعدادی استاد دانشگاه قرار گذاشتیم و من و تو چند دقیقه زودتر در محل قرار حاضر شدیم اما اولین نفری که سر قرار حاضر شد، ۴۰ دقیقه تاخیر داشت. خب هنوز به این نتیجه نرسیده‌ام که اگر برای مردم در تهران، وقت این‌قدر بی‌اهمیت است، چطور در خیابان این‌قدر بد رانندگی می‌کنند و سر ثانیه‌ها با هم رقابت می‌کنند. راستش گیج شده‌ام و هنوز درباره آن جوابی پیدا نکرده‌ام. اما یک موضوع دیگر هم برای من خیلی خوشایند بود. احترامی که شما به بزرگ‌ترها می‌گذارید برای من خیلی دوست‌داشتنی است و حتی احترامی که مردم برای هم دارند فوق‌العاده است و البته مهم‌تر از همه، نوع روابط خانواده‌ها برایم جالب است. اینکه من را برای شام با خانواده‌ات آشنا کردی و دورهمی‌های خانوادگی خوبی را دیدم، بسیار عالی بود. خیلی خوش گذشت و تازه فهمیدم آنها که با من شام خوردند، فقط بخش کمی از اقوام تو بودند که معمولا دور هم جمع می‌شوند. آرزو دارم خانواده من هم در آمریکا چنین دورهمی‌های صمیمانه‌ای را تجربه کنند. راستش خیلی عالی بود.»

 

نظر میلگرام در مورد اقتصاد ایران

اکبرپور در بخشی از این گفت‌وگو به اقتصاد ایران اشاره می‌کند که یک اقتصاد نفت‌محور است ولی سال‌هاست در تلاش است که صنایع خود را خصوصی‌سازی کند و از میلگرام می‌پرسد که یک کشور نفتی در میانه خصوصی‌سازی به چه موارد مهمی باید فکر کند. او در پاسخ به این سوال می‌گوید: «به هر حال وقتی دولت‌ها درحال خصوصی‌سازی دارایی‌های خود هستند اهداف گوناگونی را دنبال می‌کنند. یکی از این اهداف ایجاد رقابت با هدف بهبود شرایط مصرف‌کنندگان است. در مورد خصوصی‌سازی‌های نفتی این مورد کمتر اهمیت دارد چون مصرف‌کننده‌ها خارجی هستند. مورد مهم دیگر این است که درآمدها چطور از بخش‌های مختلف به دست می‌آید و چطور می‌تواند به‌طور عادلانه بین مردم کشور تقسیم شود. ایرانی‌ها نیز همانند مردم کشورهای دیگر نیازهایی دارند و دولت نباید مهم‌ترین سرمایه‌اش را به راحتی با سپردن به تعدادی ثروتمند فعال در صنعت از دست بدهد. دولت باید برای خصوصی‌سازی مزایده‌ای طراحی کند که اولا درآمد بالایی برای دولت تولید کند و پس از آن، شرایط بازار خصوصی ‌شده پس از خصوصی‌سازی به شکلی باشد که رقابت بالای صنایع به بهبود حقوق مصرف‌کنندگان منجر شود. مساله دیگری نیز که در مورد مزایده وجود دارد این است که دولت چطور نشان می‌دهد که به خروجی مزایده متعهد است. خریدار همیشه نگران این است که دولت چقدر به حقوقی که متعهد می‌شود، پایبند است، چون به هر حال دولت، دولت است و به کمک تغییر قوانین و مالیات‌گیری بخشی از کالای فروخته‌شده را پس می‌گیرد. بنابراین دغدغه‌های خریدار هم باید در نظر گرفته شود، اینکه دقیقا چه کالایی با چه شرایطی به فروش می‌رسد باید دقیق مشخص شود و نهایتا بازار باید با تدبیر طراحی شود تا خریداران حاضر باشند قیمت‌های بالایی بپردازند و ثروت حاصل آمده به‌کار دولت بیاید.»

 

توصیه نوبلیست اقتصادی به علاقه‌مندان اقتصادی

پل میلگرام معتقد است که عوامل زیادی در موفقیت در رشته اقتصاد موثر است. اما او به علاقه‌مندان به این رشته توصیه می‌کند که علاوه بر پیش زمینه قوی ریاضی، دغدغه کلی نسبت به مسائل دنیا داشته باشند مثل مشکلات اقتصادی در سطح دنیا مثل نابرابری، گرم شدن دنیا (Global Warming) آیا یک بازار خوب کار می‌کند یا خیر، یا حتی تاثیرات سیستم‌های آموزشی بر جامعه و عوامل مختلف دیگر.

 

او در مورد گرایش‌های اقتصادی تاکید دارد: «اقتصاد به ما کمک می‌کند تا بتوانیم به‌صورت ویژه‌ای با داده‌ها کار کرده و با در نظر گرفتن علت آنها مدل‌هایی را از این داده‌ها استخراج کنیم. در واقع اقتصاد به افراد یک چارچوب مشخصی می‌دهد که می‌توانند در بسیاری از مباحث و زمینه‌های مختلف از آن استفاده کنند، اما وقتی بخواهیم آن را برای تشریح و بررسی مساله‌ها استفاده کنیم این چارچوب به خودی خود بسیار تکنیکال است. مثلا برای طراحی بازار، یا تشخیص اینکه چه بخشی از طیف امواج رادیویی را باید فیلتر کنیم به بسیاری از علوم مثل ریاضی، علوم کامپیوتر و مهندسی نیاز داریم و معمولا این مسائل از طریق افرادی حل خواهد شد که پیش‌زمینه تکنیکال از همه این زمینه‌ها داشته باشند و البته این موضوع بستگی به این دارد که هر فرد در کدام شاخه اقتصاد می‌خواهد کار کند. مثلا اگر در زمینه اقتصاد توسعه‌ای (development economics) کار می‌کنید و می‌خواهید برای مثال آزمایش‌هایی را در این حوزه انجام بدهید برای این کار به یکسری پیش‌زمینه‌ها درباره مسائل دیگر نیاز دارید. کسانی که این کار را می‌کنند به محیط و توسعه اقتصادی توجه زیادی دارند. اما برای اینکه در پژوهش هم موفق باشند مثلا باید بتوانند آزمایش‌های خوبی هم طراحی کنند و به انجام برسانند و این باز هم ریاضیات قوی می‌خواهد و همان‌طور که مشاهده می‌کنید ریاضیات بسیار مهم است.»/دنیای‌اقتصاد

 

افزودن ديدگاه